تبليغاتX
دو عاشق دل باخته






درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :



خدا مراقب تنها عشق من باش خدا مراقب سامان من باش مراقب تموم عمر و زندگی من باش سامان دوستت دارم


نويسنده: sam & ghazal مورخ: دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 در ساعت: 2:28
|+|



سلام دوستان .امیدوارم غزال جون منو ببخشه که اذیتش کردم و مواظب خودم نبودم (البته مواظب بودم ولی چه کنم که روزگاره و چیزیش نمیشه کرد)  دلم واسه همه تنگ شده بود اما غزال جون جای خودشو داره دیگه.............  .

منو غزال هر روز باهم حرف میزنیم اما این شیطون بلا فقط از روزهای بدمون مینویسه .

 

                                            

      تا ابد دوستت دارم به اندازه ی تمام ستاره های آسمون

                  

 غزال جون تورو خدا مواظب خودت باش .

                  

                       www.majid--kharatha.blogfa.com


نويسنده: sam & ghazal مورخ: یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 در ساعت: 15:10
|+|



قرار تنهایی ما

 

قرار تنهایی ما روز جدایی فردا بود


خلاصه فردا واسه ما شروع کل دردا بود


فردا قرار بود من و تو از همدیگه جدا بشیم فردا قرار بود همدم گریه بی صدا بشیم


از تو چه پنهون گل من,من خیلی وقته بی تو ام


دیروز و فردا نداره برام چه سخته بی تو ام


یادش بخیر قلب تو بود برای من سنگ صبور


میخواستم عاشقت کنم هر جور شده حتی به زور


حالا که نیستی لااقل تسکین به قلب من بده 

 

   اون که نخواست پیشم باشی حالا کجاست صبرم بده

 


چجوری باور بکنم رقیب من نازت کنه


شبا کنارت بخوابه از خواب بیدارت کنه


یاد ته که زیر بارون تو دعا کردی بمیرم


منم قوی دادم که دیگه عکستو بغل نگیرم


تودعات گرفت و مردم اما عاشقم هنوزم


با همون یه قاب عکست میگذرونم شب و روزم


لحظه های آخر تو میره از یادم به سختی


بدرقت اومدم اما دست تکون ندادی رفتی


یه دلخوشی دارم هنوز حالا که دارم میمیرم


هر وقت که بارون بباره تو رو کنارم مبینم


نگاه به چشم خیس من به عشق پاکم نکنید


رفیق من رفته سفر چند روزی خاکم نکنید


شاید خوشش نیاد که من تو خاک و خونه پیرهنم 


مردم چرا اون نمیاد با گل سرخ به دیدنم


توقع داشتم میمیرم حداقل نگاه کنه


حتی نیومد لحظه ای با جسم من وداع کنه


نويسنده: sam & ghazal مورخ: پنجشنبه هجدهم تیر 1388 در ساعت: 2:56
|+|



آهسته برو مرگ من بی خدا حافظی نرو واسه بارآخر بگو که دوستم داری
نويسنده: sam & ghazal مورخ: پنجشنبه هجدهم تیر 1388 در ساعت: 2:38
|+|



روز مرد رو به تنها عشقم و مرد زندگیم تبریک میگم همینطور به بابای سامان و بابای خودم روز پدر مبارم مرد من روزت مبارک سامان من
نويسنده: sam & ghazal مورخ: دوشنبه پانزدهم تیر 1388 در ساعت: 2:59
|+|



هوا تو کردم دوباره
بازم دلم تنگ برات
اگر چه دوری از دلم
هنوزم می میرم برات
امید من ،سنگ صبور
باشه برو پیشم نیا
بزار که تنها بسوزم
تو غربت دلتنگیام
نه اینکه عاشق نباشم
نه اینکه دوست ندارم
می خوام تو اوج بی کسی
سر روی شونت بزارم !
زخم زبون و صبر من

باور بکن حدی داره
یه قلب خالی از امید
آخر سوزوندن نداره
منی که حتی گریه هام
واسه تو تکراری شده
تو حرف مردم و نزن
نگو که جات خالی شده
نگاه سردت هنوزم
با خنده هات زجرم میده
حالا خودت منو به این
در به دری عادت بده
باور نداری هنوزم
عشق تو داغونم کنه
بخند به گریه های من
شاید که آرومم کنه
بهش بگین دغ میکنم
دستش تو دستم نباشه
تموم خاطراتمون
نمک به زخمام میپاشه
بهش بگین خاطره هاش
آتیش به جونم میزنه
آسمونم زمین بیاد
بگین فقط مال منه
تو لحظه های بی کسی
سهم من از تو دوریه
اگه صدام در نمیاد
دلتنگی و زوریه
هر روز غروب دلتنگتم
دوباره تنها میشینم
هر وقت که بارون میباره
تو رو کنارم میبینم
هر روز و هر شبم گناهه
بدون فقط تو رو میخوام
نگو که واست غریبه ام
نگو که خوابت نمیاد
بگو تو هم دوسم داری
بگو که دلتنگم میشی
من فقط از خدا میخوام
دوباره مهربون بشی


نويسنده: sam & ghazal مورخ: شنبه سیزدهم تیر 1388 در ساعت: 1:58
|+|



بچه ها سلام به همگی 11تیر که فردا باشه  تولد نرگس دختر خالمه از همینجا تولدشو بهش تبریک میگم و امییدوارم همیشه شاد و خوشحال باشه  فردا ام جشن تولد گرفته منم دعوت کرده منم که کادو رو هفته پیش با انتخاب خودش واسش خریدم به  هر حال امیدوارم همیشه شاد و خوشحال باشه

حالا بریم سر اصل مطلب من از سام خیلیییییییییییییییییی دلخورم اصلا مواظب خودش نیست بهتون گفتم که پاش چطور شده ولی اصلا رعایت حال خودشو نمیکنه از امروزم میخواست بره تمرین هیچ مواظب خودش نیست خیلی ام لجبازه هر چی بهش میگم نرو تمرین گوش نمیده  منم به خاطر خودش میگم اگه خدایی نکرده یه اتفاقی براش بیفته یا زبونم لال پاش یه طوری بشه اونوقت چی ؟؟؟ خودشم از این کارش پشیمون میشه بهش میگم چرا میخوای بری؟ میگه میترسم یکی دیگه بشه آقای گلی (عنوان سام تو تیمشون آقای گلی هست) میگم نمیشه  خودت همیشه آقای گلی هستی تو بیشتر مواظب خودت باش  امون از این لجبازی  دیشبم سر یه چیز کوچولو سر یه کلمه که خیلی وقت بود بهم میگفت بگم ولی من روم نمیشد بگم  با همدیگه یه کم یه اختلاط خنده دار کردیم بعدشم امون از این اعتبار که تموم شد بوق بوق بوق مثل هر شب با عجله 123 کردیم و بعدشم مواظب خودت باش و خدانگهدار ما معمولا هر شب اینطوری میشیم وقتی صدای بوق بوق بوق پایان اعتبار میاد اینطوری زود زود با هم خوا حافظی میکنیم خوب سام به حرف من که گوش نمیکنه کاش شما ها لااقل بهش میگفتین بیشتر مواظب خودش باشه

 


نويسنده: sam & ghazal مورخ: چهارشنبه دهم تیر 1388 در ساعت: 23:48
|+|



سلام بر همه دوباره من اومدم با آپ های بی مزه مرسی از نظرای قشنگتون خیلی دوستتون دارم امیدوارم که دوستای خوبی واسه همدیگه باشیم  

امروزم اومدم با یه اپ جدید اما قدیمی مال 24خرداد ماهه الان میخوام واستون بگمش

بچه ها سامان از 18یا19خرداد  رفته بود واسه یه مسابقه چند وقتی بود با همدیگه حرف نزده بودیم  چند وقتی که چه عرض کنم واسه من اندازه یه عمر گذشت فکر کنم 6روزی میشد با همدیگه نحرفیده بودیم وقتی هم که زنگ زد آقا رفته بود پای خودشو داغون کرده بود یعنی دو نفر تو زمین بازی بهش حمله کرده بودن ای بگم خدا چیکارشون کنه به درد عاشقی دچارشون کنه

این آقا سامان ما الان شده قرازه ولی من همه جوره قوربونشم فداشم دنبال اون چشاشم خوب  حالا شما بگید من با یه شوهری که مواظب خودش نسیت چیکار کنم؟ شیطونه میگه بگیرم انقدر بوسش کنم که اعصابش داغون شه دلم میگه نه گناه داره ولی خدایی اگه به دستم رسید میگیرمش بعدشم یه گاز بزرگ از رو لپش میگیرم که جاش بمونه بچه ها همونطوری که خودتون میدونید من و سام خیلی از همدیگه دوریم لطفا تو قسمت نظرات بگید من چجوری واسه روز تولد سام واسش هدیه بفرستم ؟؟؟؟؟ خواهش میکنم جواب بدید

در ضمن غیر از راه پست کردن هدیه یه چند تا راه بگید اگه بگید خیلییییییییییییی ممنونتون میشم   منتظر نظراتتئن هستم دوستون دارم فعلا بای بای

 


نويسنده: sam & ghazal مورخ: چهارشنبه دهم تیر 1388 در ساعت: 0:5
|+|



سلام زیبای من دوستت دارم تا بی نهایت تا آنجا که اشک  عاشق دلشکسته میرود تا آنجا که  بوی اقاقی میپیچد و باغچه اغشته به بوی رز و محمدی میشود تا آنجا که زیباترین خورشید طلوع میکند  و زیبا ترین غروب را به دل دو عاشق هدیه میدهد. دوستت دارم تا آنجا که عشق وسعت دارد و اشک زیباست تا آنجا که شیرینی بوسه ای از معشوق به دل مینشیند تا آنجا که هم آغوش عشق میشوی و با معشوق در می آمیزی  تا آنجا که گرمی آغوش عشق را احساس میکنی تا آنجا که رویا هایمان میرود  تا ان رویا که حس میکنیم در آغوش همدیگریم و آه آن لحظه چه شیرین است که سر بر روی شانه هایت بگذارم و از عمری دوری بگویم  آن لحظه چه شیرین است که تو با طعم بوسه ای بگویی ما بالاخره به آن لحظه های شیرین رسیدیم بالاخره طعم آغوش یکدیگر را چشیدیم شیرینی بوسه هایمان را درک کردیم تو نوازشم کنی و بگویی تا عمر دارم عاشقت میمانم من بگویم حتی بعد از مرگ هم عاشق تو میمانم  همیشه با تو هستم.  خدای من کی آن لحظه میرسد که غرق در آغوش عشقم مست از طعم بوسه های  شیرینش  غم هایم را فراموش کنم؟ خدایا آن لحظه میرسد؟چرا زود نمیرسد؟تا کی باید درد دوری را تحمل کرد؟خدایا برسان لحظه های خوش را زیبای من آرزوی با تو بودن را دارم


نويسنده: sam & ghazal مورخ: یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 در ساعت: 1:51
|+|



به خاطر غزال جون زنده می مانم

   غزال جون

 

تو را براي تو دوست دارم و زندگي را براي نفس هاي تو

اي کاش مي توانستم باران باشم تا تمام غمهاي دلت را بشويم

اي کاش مي توانستم ابر باشم تا سايه باني از محبت برويت مي گسترانيدم

 

 

 

www.majid--kharatha.blogfa.com

 

www.fakhralsadat.blogfa.com

 

 

 


نويسنده: sam & ghazal مورخ: پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 در ساعت: 0:23
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
Fall Hafezz & www.B-a-h-a-r-2-0.sub.iR & Ghaleb Weblog



www.hamedpa.blogfa.com